ما دلمان می خواهد برای شما آش بپزیم از آن آش هائی که اگر شما هم هوس خوردن نکنید ما هوس پختن می کنیم !! حال اگر شما خوردید و باب طبع نشد بر ما خورده نگیرید آش ما مشکل ندارد حتما و حتما اشتهای آش خوری شما و چگونگی صرف آش شما مشکل دارد آش نخورده و دهان سوخته می شود همین ، حالا راضی شدید !؟
ما که خدیجه سلطان باشیم در واقع خودمان یکپا سلطانیم آنهم از نوع خدیجه ای آن !! پس بر شما فرض است که اگر لازم هم شد قرض کنید و از آش آشپزخانه مبارکه ما تناول فرمائید تا حس سلطانیت در شما تقویت شود و ای بسا در این مسیر گام بردارید. شما که با یک آش جانانه می توانید به همین خیال باشید چرا نباشید این سلطان ها و سلطانک های امروزه که نوعی شیطان و شیطانک هستند بیشتر از این طریق های آشانه به کاشانه ای رسیده اند !! چرا شما نرسید البته ما دلمان میخواهد شما سلطان و سلطانک بشوید ولکن از چهارچوب های شیطانی و شیطانک بر کنار بمانید و این نمیشود الا اینکه شما آش پدر مادر دار بخورید و آنهم پیدا نمیشود مگر در این مطبخ شریفه عظیمه با قدمت دیرینه !!
واقعیتش اینست که این آش پزی هم برای ما دردسری شده است مخصوصا وقتی که می خواهیم رویش یک وجب روغن هم باشد ! اگر نپزیم که آشپز نیستیم اگر بپزیم تازه بهانه به دست عده ای آش ندیده آش نخورده می دهیم که کمان ملامت بر ما بکشند عده ای فشار خون دار بر زیادی نمکش بتازند و برخی بی نمک بر کمی نمکش بشورند تا آنجا که شورش را دربیاورند !!
راستش ما مانده ایم با این آش ندیده ها چه کنیم ولشان کنیم به همین خیالها باشند که درست نیست بیائیم آش مان را بار کنیم بارمان چنان سنگین میشود که توان کشیدن آن را نداریم بد جائی گیر کرده ایم نه راه پس داریم و نه راه پیش !! مانده ایم چنگ تا آنجا که دلمان هوس نواختن چنگ کرده است !! ( لطفا با جنگ اشتباه نکنید ) در هر حال فعلا اگر گازمان کم فشار است نه اینکه باب صرفه جوئی را باز کرده ایم بلکه گازیون فشار گاز ما را کم کرده اند علی الحساب تا اینجا داشته باشید تا ببینیم بعد چه میشود !؟
بالاخره یا این آش و آش پزی کار دست ما میدهد و یا اینکه ما کار دست آش میدهیم تا چشمش کور مجبور شود ماکارونی شود !!
ننه جون حال و حوصله برامون نمونده که دیگه آشپزی کنیم این روزها با وجود چیزبرگر و هات برگر و وغیره برگر کسی هم دیگر طالب آش نیست یعنی در واقع وضع و شرایط امروزی آش شله قلمکار شده ، پس آش بی آش و اما در مورد همبرگرها و وغیره برگرها که شده غذای روز !!
برگردیم به امروز ، واقعیتش امروز هم مثل روزهای قبل از دیروز و پریروز حال و هوائی برایمان نمانده است یعنی که شرایط روز ما را هوایی کرده است گاهی اوقات ناخود آگاه اعتراف می کنیم بعضی وقتها اعترافاتمون را پس می گیریم زمانی به زمانه لعنت می فرستیم و گاهی از گاهنامه عبرت می گیریم راستش روزگار عجیبی شده است ما که به روزگاران قدیم وابسته ایم و پیوسته ، از روزگار فعلی چیزی ندیدیم جز نکبت و فلاکت و مذمت و ملامت !! شما را دعا می کنیم که شرایط زمانه تان برگردد انشااله تا بختتان برگردد انشااله و وقتتان خوش گرددانشااله
در ضمن اگر هوس آش کردی فعلا خبری نیست به همین خیال باش تا .........!!
می گویند روزی " بهلول " با زنش مشاجره میکرد کار به داد و فریاد کشید زن بهلول با ناراحتی گفت :
خدایا گیر عجب الاغی افتاده ام !!
بهلول نیز خشمناک تر از وی پاسخ داد :
خودت گیر عجب الاغی افتاده ای !!
تا گفتیم دلمان برای آشی حسابی لک زده است همه آشپز شدند و چنان آش باران شده ایم که نگو و نپرس !! گویی همه آشپزان منتظر ما بودند تا دست بکار شوند و چنان آشی برای ما بپزند که تمام روغنها آنهم از تمام انواعش روی آن در جریان باشد تا نه تنها که ما بلکه مرغان جهان را نیز از طیران باز دارند !پس ما غافل بودیم و مشکل آشپز و آش نداشتیم و کار کار انگلیس بوده که چشمان ما را کم سو کرده بود تا دید ما را به مسایل روز کاهش دهد بنابراین ما وقتی میگوییم کار کار انگلیس است شما باور کنید قرار نیست که ما حتما دایی جان ناپلئون باشیم تا شما فرمایشات ما را قبول بفرمائید !!
توضیح : البته ما خودمان نیز از جرگه همان آشپزهای ته کشیده ایم که خودمان هم روی خودمان حساب نمیکنیم چه برسد به شما!!